مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

298

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

او را وكيل گردانيد در تصرف كردن در آن ، پس او را تصرّفى باشد . به اين سبب حقّ ، ملك و ملك خود - كه عبد است - مىگردد . يا چنين گوئى كه : چون حق - تعالى - وعدهء مجازات عباد به اعمال صالحه فرموده است ، و جزاء اعمال بحسب نيّات عباد عبّاد و اعمال عمّال است ، و كس باشد كه نظر او در عمل و مجازات او جنّت باشد ؛ و كس باشد كه خاصّ عمل او للّه را باشد - نه از جهت رغبت به جنّت و نه از خوف از جهنّم - و چنان كس حقّ جزاى او باشد . « من كان للّه كان اللّه له » حكايت از آن مجازات است . و در جزاى صوم صريح آمده كه : الصّوم لى و انا اجزى به . و از آن صريح‌تر در حديث قدسى به اين عبارت آمده كه : من احبّنى قتلته ، و من قتلته فعلىّ ديته ، و من علىّ ديته فأنا ديته . اين جمله حكايت است از لطف خدا در حقّ عباد متصرّف « 124 » در حق ؛ يعنى : اين جمله دالّ است بر آنكه « 125 » تصرّف خلق در حق نافذ است . و ملك گفتن عبارت « 126 » از آن باشد . يا چنين گوئى كه : شيخ مؤيد الدين مثل اين معنا « 127 » گفته است كه : هر نعمتى و عطيّتى و موهبتى كه از حضرت حق به بنده مىرسد ، تابع نعمت وجود است . و اشرف نعم از واجب الوجود به هر موجود ، نعمت « وجود » است ؛ كه قيام هر شىء و حيات هر حىّ به وى . بل وجود است كه متعيّن شده [ است ] على سبيل التجلّى و الظّهور و التنزّل در منازل متكثّره متعيّنه - كه جمله ، مراتب اعراض دارند ؛ كه آن حقيقت به آن مستتر گشته ؛ و قيام و قوام همه ،

--> ( 124 ) - ن : حكايت است از تصرف خلق در حق و ملك گفتن عبارت از آن باشد ( ت ) . ( 125 ) - ن : دال است از آنك ( ك ) . ( 126 ) - ن : عبارتى از آن باشد ( ك ) . ( 127 ) - ن : مثلى در اين معنا ( ت ) .